العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
305
شرح كشف المراد ( فارسى )
امّا اينكه بايد مشتمل بر منفعت زائده باشد بدليل اينكه : اگر اين بلاها مشتمل بر منافع عظيمتر نباشد لازمهاش اينست كه خداوند نسبت به اين متألم ظالم باشد چون كسى را به رنج انداخته هيچ عوض نداده و يا به همان اندازه داده كه قبل و بعد از تألم مساوى شده و اين لازم فاسد و باطل است چون خدا حكيم است و ظلم قبيح است و مولاى حكيم كار قبيح نمىكند . پس ملزوم هم باطل مىشود پس بايد منفعت بزرگترى در مقابل اين آلام باشد . و اما اينكه بايد مشتمل بر لطف باشد بدليل اينكه : اگر اين آلام لطف نباشد لازم مىآيد كه عبث و بيهوده باشند و اللازم باطل چون عبث قبيح است و لا يصدر من الحكيم فالملزوم مثله . البته بلاهائى كه از خداوند به ما مىرسد دو دستهاند : 1 - بلاهاى ابتدائى مثل همان مثالهاى فوق كه مورد بحث ما در همان بود . 2 - بلاهاى مجازاتى كه نامش مكافات عمل است و امتهائى را بخاطر زشتكاريهايشان غرق نموده يا عذابهاى رنگارنگ بر آنان فرو مىفرستد و بقول شاعر : از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو مطلب سوم در رابطه با بخش اوّل بود و گرنه در بخش دوم اشتراط منافع عظيمتر معنا ندارد . ( مطلب چهارم ) برخى از آلام و رنجهائى كه انسان در دنيا به آن مبتلا مىشود به قول مشهور ممكن است عقاب و كيفر پارهاى از معاصى وى باشد و روى همين